محسن و نیر
دیشب از دلتنگیت بغضی گلویم را شکست گریه ای شد بر فراز آرزوهایم نشست من نگاهت را کشیدم روی تاریخ غزل تا بماند یادی از روزی که بر قلبم نشست من وجودم به تو مدیون و دلم مامن توست آرزویم نظری روی تو و دیدن توست من اگر دور ز تو هستم و دلتنگ شدم با صدای خوش تو غرق در آهنگ شدم به نام خدائی که هستی را با مرگ ، دوستی را یک رنگ زندگی را با رنگ ، عشق را رنگارنگ ، رنگین کمان را هفت رنگ شاپرک را صد رنگ ، و مرا دلتنگ تو آفرید لحظه هایی هست که دلم واقعاً برایت تنگ می شود. من اسم این لحظه ها را “همیشه” گذاشته ام نمیدانم از دلتنگی عاشقترم یا از عاشقی دلتنگ تر فقط میدانم در آغوش منی ، بی آنکه باشی و رفتی ، بی آنکه نباشی
نظرات شما عزیزان:
قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت |